برترين شكل تمرينات همانا تمرينات هوازي نظير دويدن و دوچرخه سواري است. اين تمرينات حتي مي توانند بر روي ترد ميل و دوچرخه هاي ثابت در منازل انجام شوند. البته اگر تاكنون ورزش مناسبي را انجام نمي داديد، بهتر است فعاليت خود را آرام و در مدت زمان كوتاهي آغاز كنيد تا به آمادگي بدني بهتري برسيد.

شما مي توانيد هر هفته  3  روز  با حدود 70% تا 85% ضربان به تمرين بپردازيد. مدت زمان دویدن شما باید از ۲۰ دقیقه شروع و با افزایش دو دقیقه ای در هر جلسه نهایتا به ۵۰ دقیقه ختم گردد.

بهترين راه بدست آوردن حداكثر ضربان كسر سن افراد از عدد 220 مي باشد. يعني يك فرد 24 ساله حداكثر ضربانش بايد 196 عدد در دقيقه باشد و 70% تا 85% اين حد چيزي نزديك به 137-167 عدد در دقيقه است.

پس از چند هفته و در صورت رسيدن به آمادگي مناسب بدني قادر خواهيد بود مابين تمرينات خود اقدام به افزايش فشار تمرين در فواصل مشخص به شكل اينتروال نمائيد. ضمن آنكه مي توانيد با افزودن تمرينات با وزنه و كوه پيمايي حد آمادگي خود را به شكل مطلوب تري بالا ببريد.

اينك قادر خواهيد بود با افزودن يك روز به عنوان تمرينات تكنيكي شرايط كوهستان را براي خود شبيه سازي كنيد. كوه پيمايي، پله نوردي با كوله پشتي، سنگ نوردي در داخل سالن هر يك مي توانند مكملهاي مناسبي در كنار تمرينات دو و دوچرخه باشند.

شما باید حداقل دو ماه پيش از آغاز فصل صعود به قلل مرتفع اقدام به آغاز اين برنامه نمائيد.

البته به خاطر داشته باشيد مهمترين مكمل براي تمرينات مناسب بهره گيري از تغذيه مناسب و يك رژيم غذايي با پروتئین بالا زير نظر پزشك متخصص است.

اگرچه ریز فاکتورهای زیادی در همسازی بدن با ارتفاع موثرند ولی همواره بايد اين امر را در نظر داشته باشيد كه هم هوايي پايه (پيش از آغاز صعود) براي بدن لازم و ضروري است، تا شخص بتواند با شرايط اخت شود. اين كار به شما براي سازگاري با ارتفاعات بالاتر كمك مي كند.

+ نوشته شده توسط یک نفر اوکسینی در دوشنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۷ و ساعت |

 

 

 

قایق سواری بر روی دریاچه به سمت جزایر روی آب ومحل شبمان

 

تصوبری از طبیعت جزیره

 

 

 

 

خداحافظ کوشک  نگران نباشید بزودی تکرار میشود آب  سبزه  و  دوستان یکرنگ

 

این آفای جوان نیز پدیده برنامه کوشک بود و تحت آموزش فشرده

 

 

رضا حبشی: نامردا، مسخره بازی درنیارید دایی آدم مؤدبیه!

احسان و سیما: کلیات برنامه خوب بود ولی با توجه به فصل گرما مکان برنامه خوب نبود و  می توان در این فصل برنامه های گلگشت را در جاهای سرسبزتری برگزار کرد.

پویا: در هنگام حمل کنده ی درخت مراقب دستهای خود باشید.

مرضیه: و در هنگام استفاده از چاقو مواظب رگ های خود باشید.

محمد کریمی فر: 3 عدد دستبند، پوتین برای سربازان، پول آب و برق را باید بدهیم، پول برق جدا. 30 فروردین 87 بهترین آخر ماه فروردین اوکسینی.

نادر حبیبیان: صفحه ای دیگر از کتاب اوکسین ورق زدیم و امضایی دیگر به دفتر زندگیمان نقش بست، امضایی سبز و زیبا.

فرانه فروغی: این جزیره گویی تکه ای از بهشت بود.خیلی خوش گذشت. یک دنیا تشکر از برگزار کننده های سفر، فقط کاش می تونستم اون ملخ را هم می گرفتم...!

فریما فروغی: سفر خاطره انگیزی بود، هماهنگی ها دقیق بود و تقریبا هیچ جا معطل نشدیم. بچه های گروه ساده و با صفا هستند، امیدوارم برنامه هاشون همچنان ادامه داشته باشه.

فرزام فروغی: بدو بیا به اوکسین                برو دنبال افشین

                 به رهبری خسرو                به یه قایق تندرو

                پاتو بزار تو کوشک             تا بخوری آب زرشک

نغمه و محسن: سفر خوبی بود، دوستان خوب و جدیدی پیدا کردیم. تازه یه چیز مهمتر، معنی غذا خوردن رو فهمیدیم از نظر تارزانی و به زور خوردن و در کل از قافله عقب نیفتادن.

مسعود کردونی: برنامه ی سفر بسیار عالی بود، فقط کارشناس تدارکات می خواهید.

صادق نوروزی: بهترین حسن بچه های اوکسین، میل شدید به داشتن تفرقه می باشد...!

خوزستان برای اوکسین کوچیکه.

اکبر اندکاهی: ضمن خسته نباشی سفر بسیار جالبی بود و به تجاربمان افزود. بسیار سفر باید تا پخته شود خامی.

حامد ممبینی: قدر انگشتاتون رو بدونید.

میلاد مصلحی: توی این سفر افشین خیلی خرو پف کرد.

دایی؟: حیف از این جوان های خوب ایرانی که اینچنین محدودشده اند. قدر این جوانها را باید دانست.

علی عچرش: عالی بود.

فریبرز مهرگان: سفر با بچه های خوب همیشه خاطره انگیزه. دلم هواتونو می کنه.

علی ظهوری: یک جو صمیمی و یک طبیعت زیبا، همه مثل یک رؤیا بود. کاش این رؤیا تمام  نمی شد.

هانیه مظاهری: جزیره ای آرام، شبی مهتابی و به یاد ماندنی در کنار دوستان عزیز.

سپیده بینا: دو چیز از یادم نمی ره، روزهای خوب و دوستی های خوب. ولی یک چیز هست که الا از ذهن آدم پاک نمی شه، روزهای خوبی که با دوستهای خوب داشتی!

مهدی و سیف الله: ما برای فصل کردن آمدیم     نی برای وصل کردن آمدیم

اگر زندگی پر از عشق واحساس دارید، اگر زندگی شما همچون عسل شیرین است، کافیست یک تماس با ما بگیرید تا با متدهای جدید و مدرن جدایی شما را تضمین کنیم. فقط در دو روز

-   شرکت مهندسین مشاور جدایی ساز گستر کوشک-

عباسپور: جو صمیمی و همدلی اعضاء گروه، فضای کوهستان را لذت بخش نمود.

امین حیاتی مهر: سفری بسیار جالب و جذاب و از همه مهمتر پیدا کردن دوستانی گرانقدر.

بنفشه : همه چی خیلی خوب بود. با تشکر از زحمات شما و دوستان.

عاطفه: و ای کاش این شیرینی تمامی نداشت. قایق سواری عالی بود، چه بهتر اگر بچه ها همه با هم توی یک قایق بودند(کشتی). آخرش هم دست همتون درد نکنه.

نوید شوشتریان: با اینکه برای اولین باردر این جمع بودم، با این حال به نظر من برنامه ای بود نسبتا کامل و منظم. دوام این برنامه ها را خواستارم.

سعید مهرگان: افتخاری بود که نصیب من شد که خدمت شما خواهر و برادران عزیز رسیدم.  که این دو روز و یک شب بر من لحظه ای گذشت. به عنوان پیشنهاد اگر بی ادبی نباشد      می توان برنامه ها و تدارکات را با کمی استفاده کردن از تجارب دیگران کاملتر و بهتر کرد.

کیارش فروغی: دلیا بود، عایق موتولی بود (ترجمه: دریا بود قایق موتوری بود)

آیدا: هیچ انسانی نمی داند که همین لحظه از زندگیش خاطره می شود، به قول فروغ پرواز را به خاطر بسپار پرنده مردنیست...

 

افشین شاهین زاده: دوستی آرامش می آورد و شادمانی. و ما دوست بوده ایم با کوهستان.ما عشق ورزیده ایم به کوهستان...

خسرو: یک تکرار نو برای من     امیدوارم به همه خوش گذشته باشه دلم برای همهتون تنگ میشه

+ نوشته شده توسط یک نفر اوکسینی در یکشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ و ساعت |

 

... و باز به همان سؤال همیشگی می رسیم. ما در آن بلندی ها و در اعماق آن دره ها و بر روی صخره های خطرناک بدنبال چیستیم؟

قصه ساده می شود، به سادگی و کوتاهی جمله ایی که هنوز آغاز نشده پایان می یابد: که کنده ی درختی پیدا شد، افکاری پدید آمدو جمعی از دانشمندان جمع شدندو انگشتی نوازش شد، به همین سادگی.

مقدمه:

طبق برنامه ی اعلام شده در یک ظهر دلپذیر(دمای 38 سانتی گراد)، با یارانی مهربان، خوش ذوق و پر انرژی، عده ای در فرهنگشهر و بقیه در چهار شیر، دور هم جمع شدیم تا آغاز کنیم سفری را که انتظار ما را می کشد.

و حضور مهمانان عزیز مایه ی خوشوقتی ما شد، دوستانی که امید داریم با حضور مجددشان در گلگشت های آینده به ما افتخار این همراهی صادقانه و سالم را بدهند.

وضعیت هوا: نسبتا صاف همراه با افزایش ابر و وزش ملایم باد در بعد از ظهر.

شرح برنامه:

خسرو حبیبیان (سرپرست)

سیف الله موسوی(مسئول امور مالی)

رضا حبشی و فرزام فروغی (عکاس)

مهدی مرادی و هانیه مظاهری(امدادگر)

بنفشه دهدشتیان(پاکبان)

آیدا حیاتی مهر (گزارشگر)

پس از معرفی دوستان به یکدیگر آماده رفتن شدیم. ساعت 1:45 از چهار شیر به سمت مسجد سلیمان با تعداد سی و چهار نفر و نصف حرکت کردیم. حرکت ما در کمال صفا و آرامش انجام شد.

ساعت 2:30 توقف کوتاه و سوختگیری اتوبوس و رفع خستگی مختصری که همراه با خنکی آب کلمن ماشین شد. گذشت زمان در خنده ی ما گم بود.

ساعت 4 از کمربندی مسجد سلیمان گذشتیم و یکساعت بعد به اندیکا رسیدیم و روستاهای کنار هم که هر کدام صاحب نامی بودند.

ساعت 5:30 به منطقه ی شرکتی کوشک رسیدیم و درست بیست دقیقه بعد به دریاچه ای که صاحب پلاژهایی بسیار زیبا بود.

همه چیز در مسیر برنامه ی از پیش تعیین شده پیش می رفت. خسرو(سرپرست صاحب رکورد) سازماندهی دقیقی ارائه داده بود. بی نظیر نه ولی کم نظیر بود.

ساعت 6:25 سوار قایق ها شدیم که از قبل رزرو شده بود. چهار قایق موتوری که ما را روی آبی اب پیش می بردند. حرکت گروهی لذت صد چندان داشت.

سی و پنج دقیقه بعد جایگاهی که مورد تأیید افشین خان (مسؤول فنی) و خسرو خان بود تعیین شد و ما با کوله های خود پا به جزیره ای گذاشتیم که پای تکنولوژی آنرا لمس نکرده بود.( موبایل ها خاموش و بدون آنتن دهی).

در ابتدای کار، در سینه کش کوه، مردی با تجربه نکات مورد نیاز و قابل تأمل  را به گروه یادآوری کرد.

چادرها علم شد و حسی سرشار از آرامش در وجود ما رخنه کرد، آرامشی که در هیاهوی شهر گاهی از ما فاصله می گیرد.

سرپرست برنامه، مسئولیت ها را به افراد گروه سپرد و کار تیمی آغاز شد.

بعد از صرف شام در فضای صمیمی در زیر رقص نور مهتاب، انگشتان هنر مندان گروه نواخت آنچه را که دل می پسندید.

تعدادی خوابیدند و دیگران پاس داشتند، در کنار شعله های آتش که نمی دانم چرا مهربان        می سوخت.

صبح  بعد از صرف صبحانه در یک جو دوستانه، عده ای به قصد ماهیگری رفتند و  تعدادی دیگر به قصد شنا به آب زدند که البته همه ی  کارها با توافق سرپرست برنامه انجام شد.

بعد از صرف ناهار(در جوار سرخپوستها!!!!!) گروه برای ترک جزیره آماده شدند.

رأس ساعت مقرر قایقها برای بردن ما حاضر بودند، هوا کمی غبار آلود و شدت باد کمی بیشتر شده بود.

ساعت 4 به سمت اهواز حرکت کردیم که البته در میان راه گلوی گروه با آبمیوه و بستنی مخصوص ملاثانی طروات و تازگی گرفت و تا اهواز این طروات را با خواندن سرود خرج کردند ولی باز هم طروات بود.

ساعت یک ربع مانده به هشت همه صحیح و سلامت اهواز بودند.

 

                                                          نویسنده: آیدا حیاتی مهر

 

توضیح: مسافت و منطقه جغرافیایی محل در پست های قبل به طور کامل و شماتیک توضیح داده شده است و ما در این گزارش از تکرار مکررات خودداری نمودیم.


 

ادامه دارد...

+ نوشته شده توسط یک نفر اوکسینی در سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۷ و ساعت |
 

((بازگشت همه به سوی اوست))

به سوگواریت،
آفتاب به شرمساری خرامید
و به عزای تو ماه گریان شد،
و مویه به گیسوان باد افتاد.
آری،
این قصه ی مردیست که با یاد خدا هجرت کرد
و سرانجام به خالق پیوست.


جناب آقای مهندس علیرضا صادق حبشی دوست عزیز:


بدینوسیله درگذشت عموی بزرگوارتان را تسلیت می گوییم، ما را در غم خود شریک بدانید.

+ نوشته شده توسط یک نفر اوکسینی در سه شنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۸۷ و ساعت |