سلام به همه دوستان

چند شب پیش طی نشستی که با افشین شاهین زاده سرپرست گروه اوکسین داشتیم (اینجانب خسرو)وبه اتفاق رضا حبشی از خاطرات اوکسین یاد می کردیم یک پاتکی به دفاتر و نوشتهای چند سال گذشته افشین زدم که این نوشته را در بین نوشته های شخصیش دیدم

نوشته ای که در بهار  امسال قلم زده بود ، پر احساس و پر معنا

شور و حس خاصی داشت نتوانستم گذشت کنم پس از او خواستم اجازه بدهد تایپش کنم تا شما هم از حس و حال سرپرست اوکسین با خبر شوید

پس شما هم بخوانید :

((این شاید یک گزارش نباشد ، اما بی شک یک اعتراف است . اعترافی از سر شادمانی و آرامش .

 در سومین سال زاده شدن اولین گروه کوهنوردی اهواز  می توانم شادیم را بنویسم و بگویم که به کوهنوردی نزدیک شده ایم . دیگر مدتهاست که کسی ((اوکسین)) را با یک تور تفریحی اشتباه نمی گیرد . مدتهاست که همه اعضاء  جلسات را جدی می گیرند ؛ مدتهاست که کسی نظم را بر هم نمی زند. مدتهاست که همه اعضاء دقیق شده اند و هشیار.

زیباست و دلنشین ، دیدن دوستانی که در اوج صمیمیت ، به چه ظرافتی همه حریم ها را نگاه می دارند.

دیگر لازم نیست برای هر برنامه لیست بلندی به دست تک تک افراد داده شود تا مبادا کیسه خوابش را جا بگذارد یا دیگری کفش مهمانی اش را به کوه بیاورد. مدتهاست که هیچ دختری به دختر دیگر حسودی نمی کند، هیچکس بدون آمادگی جسمی به کوه نمی آید ، در طول برنامه غُر نمیزند خود خواهی نمی کند. مدتهاست که همه بی ریا - همچون کوهستان – در کنار یکدیگر گام بر می دارند. همه پیگیرند...))     

+ نوشته شده توسط یک نفر اوکسینی در جمعه ۳۰ آذر ۱۳۸۶ و ساعت |
 

 دوستان عزيز

به نظر شما كدوم يك از اين عكسها زيبا تره؟

(برای دیدن عکسها بر روی ادامه مطلب کلید کنید)


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط یک نفر اوکسینی در پنجشنبه ۲۲ آذر ۱۳۸۶ و ساعت |

 

از این پس قصد داریم اعضای گروه را بیشتر به شما معرفی کنیم

مطالب وب لاگ را دنبال کنید و منتظر بخش جدید باشید!

+ نوشته شده توسط یک نفر اوکسینی در دوشنبه ۱۹ آذر ۱۳۸۶ و ساعت |

گروه اکسین جهت آشنایی بیشتر اعضای گروه با سنگ دوره دوم کلاس  تئوری و عملی سنگنوردی خود را جمعه مورخ 16 آذر 86 در کنار دیواره های خاییز با حضور سنگنوردان بهبهانی جلال روحی پور و مهدی حق جو  برگزار کرد

اعضای شرکت کننده :

افشین شاهین زاده (سرپرست گروه)

مهدی مرادی(سرپرست برنامه)

رضا حبشی( عکاس)

هانیه مظاهری( مسئول مالی و امدادگر)

خسرو حبیبیان ( گزارشگر)

فرزام فروغی (پاکبان)

نادر حبیبیان

 

 احسان  تهاون

شرح برنامه :

برنامه خاییز که با شبمانی از شب پنجشنبه همراه بود و در یک هوای نیمه ابری در ساعت 7 صبح جمعه با کار روی انواع فرود کارگاه ثابت و گره خود حمایت و نیز کلاس تئوری جهت آشنایی با گره ها و تجهیزات و یاد آوری برنامه قبلی شروع شد و با بارندگی که مجال برگزاری کلاس تئوری و عملی صعود را نداد در ساعت 14 پایان یافت

برگزاری این کلاسهای بصورت میانبرنامه بین برنامه های تعیین شده در برنامه 6 ماه دوم 86 ادامه خواهد داشت ...

 خاییز

 

+ نوشته شده توسط یک نفر اوکسینی در یکشنبه ۱۸ آذر ۱۳۸۶ و ساعت |

موقعیت جغرافیایی منگشت 

رشته کوه منگشت از کوههای زاگرس میانی است و طبیعتاً راستای شمال غربی ـ جنوب شرقی دارد. ابتدای آن در مشرق شهرستان ایذه است و تا منطقه ای به نام سادات حسینی در شمال غرب کهگیلویه و بویراحمد به طول تقریبی 60 کیلومتر ادامه دارد. بلند ترین نقطه آن قله قارون(شاه نشین) و قلل معروف دیگر آن عبارت اند از: سرقوچ، سیروک، هفت شهیدان، پس شونه، ری تاوه، تنگ شناز، له چاه، تنگ آبی، گره اسپید و دوتو. معروف ترین و پرتردد ترین قله آن قله ای است که در مجاورت ایذه قرار دارد و گرچه بلند ترین آنها نیست ولی به قله منگشت معروف شده و هدف ما در این برنامه صعود به آن قله بود.
  
رودها و چشمه سارهای زیادی از این کوه سرچشمه می گیرند که مهمترین آنها به شرح زیرند:
1- آب سفید در منطقه سادات حسینی.
2- رود کلودر در منطقه میراحمد غریبی ها.
3- آبشار شیوند در روستای شیوند.
4- آب چهارده در منطقه چشمه خاتون.
5- رود زرد در منطقه مال آقا و ابوالعباس.
6- رود اعلاء در منطقه شاهزاده عبدالله.
   پوشش گیاهی آن غالباً درختان بلوط و سایر درختان آن بن، بادام، ارژن، زالزالک، تنگس، کیکم، انجیر و کلخونگ هستند. گیاهان مرتعی آن نیز گون، خارشتر، خرگوشک، جاشیر، گاوزبان، لاله، لاله واژگون، شقایق، سی سمبل، اندشت، تره، کرفس، بن سر(بن سرخ)، اواندول و... می باشند.
  
این کوه زیستگاه جانورانی چون خرس، پلنگ، گرگ، کفتار، روباه، خرگوش، سمور، کل و پرندگانی مانند کبک و کبوتر کوهی و... می باشد.
  
بهترین زمان صعود آن اوایل بهار و پائیز است. این کوه چندین مسیر صعود دارد که رایج ترین آنها عبارت اند از:
1-  روستای آبخوگان و تنگه ای به همین نام که مسیر آن از محلی به نام چشمه آب هرمو ( هرمو نوعی گلابی وحشی است) می گذرد.
2-  مسیر آب رزگهی که از سمت راست مسیر تنگ آب خوگان منشعب می شود.
3-  مسیر کهشور و اوچندار  که از از بالای تنگ برف کشان عبور می کند 

۴-  مسیر چهار ده که نسبت به سه مسیر بالا در پشت کوه قرار دارد و برای رفتن به روستای چهارده باید از از جاده ایذه به چهارمحال پس از گذشت حدود 35 کیلومتر از یک راه شوسه در سمت راست جاده به آن رسید. 

 

 

منگشت


 

شرح صعود به منگشت

باز هم گرد هم آمدیم تا اوکسین برای چندمین بار به دیدار یکی از دوستان دیرینه خود برود منگشتی که هرساله 2 بار پذیرای اوکسین بوده و به امید خداوند خواهد بود ؛ پس او را بیش از این در انتظار نگذاتشیم و قرار جلسه توجیهی منگشت را زیر پل هفتم گذاشتیم ، دایره جلسه شامل دو نیمه با کلاسها که بعلت داشتن کلاس و مشغله از همراهی ما عاجز ماندند و نیمه بی کلاسها که که فارغ یا گرفتار پیمان همراهی دوباره بستند و در آخر6 نفر اوکسینی شامل افشین شاهین زاده(سرپرست گروه ، مسئول فنی برنامه)، مهدی مرادی(سرپرست برنامه و کمک امدادگر)، هانیه مظاهری(مسئول امور مالی برنامه و امدادگر)، محمود اندکاهی (پاکبان )، حمزه سه برادران و بنده حقیر خسرو حبیبیان (عکاس و گزارشگر) به همراهی دوست عزیزمان نوید امیدی که در ترمینال به همراه افشین به ما اضافه شد و خیلی پر انرژی در لحظاتی که شیب کوه به من فرصت گرفتن عکس را نمیداد با آمادگی تمام در عقب و جلو صف یا درست تر خط حرکت اکسینی ها(صف مقطعست ولی خط پیوسته) میدوید و تصاویر و مناظر را به صفر و یک کامپیوتر تبدیل میکرد

پنجشنبه 8 آذر 86 حرکت از ترمینال شرق اهواز آغاز شد و به سوی ایذه رفتیم و سپس فلکه گاز ایذه جایکه با دوستان عزیز و قدیمیمان  ببر منگشت مشت علی پناه مکی پور کسی که اسم تک تک سنگهای منگشت را میدانست و حبیب آقایی(که تعریف کباب بز گندیده اش را چندین جا شنیده ام) قرار داشتیم . حبیب آقایی سر قرار حاضر شد ولی بدلیل همراهی گروهی دیگر بعنوان راهنما از ما خدا حافظی کرد پس با همراهی مشتی علی پناه ما 8 نفر سوار بر پشت نیسان تا آخرین مسیر ماشین رو به نام کهشور رفیتم و پس از تجهیز و جمع و جور کردن خود و ارائه یک جلسه توجیهی کوتاه و یک سری تذکرات و ارائه برنامه توسط مهدی سرپرست برنامه به سمت اوچندار استارت زدیم و  در اوچندار با زدن آب چشمه و چاه بر صورت خستگی را شستیم و راه افتادیم تا به شولیزک محل مقرر شب مانیمان برسیم مشتی علی پناه وحمزه که چابک و آماده تر بودند  در اواسط مسیر جلوتر  از ما رفتند تا آتش شولیز را برای استراحت ما آماده کنند به نظر من مسیری که حدود 800 متر طول و ارتفاعی حدود 300  متر را قبل از شولیز داشت بعلت شیب تند و سنگهای ریز و لغزان  سخت ترین قسمت  مسیر  برنامه بود اما نتوانست مانع حرکت ما بشود چیزی که خیلی توجه منو جلب میکرد نگاه پر مهر و پدرانه مشتی علی پناه بود که در مواقع خستگی در جلوی ما از آن  بالا تکیه بر چوبدستیش می داد و لبخندی میزد که نشان میداد لذت او را از حرکت ما و قدمهایمان و در هر لحظه دریغ نمی کرد هر آنچه در توانش بود تا ما متوقف نشویم  ،  به شولیز رسیدیم ، در کنار زبانه های آتش  چادر خود را برپا کردیم

آن لحظه که در شولیز از خستگی در کنار آتش نشسته بودم و مشتی علی پناه کباب را مهیا میکرد، نگاه دلسوزانه اش را می دیدم ؛ جای رضا ، حامد ، سیف ،احسان و سیما و بنفشه و عاطفه و  ماکارونی و دیگر دوستانمان خالی بود

مهدی ساعت 7  لوحه نگهبانی رو اعلام کرد ساعت 10 خاموشی بود و شروع اولین پست ، اما از عشق طبیعت ، و زیبایی شعله آتش و صدای گرم افشین ، مهدی ، نوید و دی جی حمزه و سکوت دلنشین کوه که شکسته میشد با این صدا و گرمایی که صداقت و صمیمیت به ما میداد تا صبح اغلب ما کمتر از 2 ساعت خوابیدیم  ساعت 5/4 بیدار باش زده شد صبحانه خوردیم و کوله ها را به چادر زرد رنگمان سپردیم و شولیز را به سمت قله ترک کردیم و در هوای گرگ میش در حالی که سیاهی جای خود را به سپیدی می داد و دیده میشد نور هدلایتها و شنیده میشد صدای چوب دستی مشتی علی پناه و له شدن و لغزش سنگهای ریز و درشت زیر پاهایمان بدون هیچ تردیدی ، پا به پای هم دل به ببر منگشت دادیم تا ما را بجایی ببرد که از بالای آن فقط آسمان صاف و آبی پدیدار باشد

البته در مسیر 3 الی 4 تا توقف 5 دقیقه ای جهت نوشیدن آب وخوردن مواد مغذی که توسط پزشک تیم هانیه به گروه تزریق میشد داشتیم ، تجدید قوا می کردیم و دوباره چون آغاز پر انرژی گام بر میداشتیم و سر انجام با عبور از چند قله به قله مورد نظر منگشت در ارتفاع 3003 متری رسیدیم دستهایمان را بالا گرفته و بهم دادیم و شروع به سرودن کردیم تا حلقه ای را که در زیر پل هفتم اهواز ناقص مانده بود را کامل کنیم و زمانی را با شعر و شادی و هیجان و عکس و فیلم گذراندیم و بر فراز منگشت دوستان قدیمی اکسین قارون شاه نشین را وسفید کوه سپید پوش را  میدیم که نجوایشان را که ما را میطلبیدند میتوان شنید ما بر روی شما نیز دست به دست سفره دوستیمان را پهن خواهیم کرد وشکل خواهیم داد این حلقه پیوسته را ، اوکسین را.

زمان وداع رسید باید به پایین برویم چون برنامه ایجاب می کرد  ، مهدی با دو پراید بر اول جاده  اسفالتی برای ساعت 18 قرار گذاشته بود ، به شولیز برگشتیم وقتی رسیدیم حمزه و مشتی علی پناه داشتند مرغ تکه میکردند و به سیخهای چوبی که مشتی از چوب درختان با ظرافت تمام درست کرده بود میزدند من از خستگی خوابیدم و هانیه و مهدی با فراموش کردن خستگی خود مرغها را کباب کردند و با الهام خداوند من دقیقاً موقعی که کباب آماده مصرف شده بود بیدار شدم گرچه به پای پیتزای نامزدی احسان وسیما نمی رسید آخ که جایشان خالی بود( انشا ا.. شام عقدشان در کنار دیگر دوستان ) . بعد از صرف نهار به سمت اوچندار راهی شدیم  و از انجا با یک راهپیمایی و تپه نوردی پر فراز و نشیب در  دامنه کوه خود را به جاده اسفالتی و پرایدها رساندیم بدرود منگشت و به امید دیدار.

نکات قابل ذکر برنامه

1-    سعادتمندی سرپرست گروه توسط سخنان آقا محمود

2-  جستجوی بى شائبه مهدی سرپرست برنامه بدنبال سیگنال موبایل بر سر قله های مسیر برگشت 

3-  حمله مستقیم به مقام والای ... و عرفان آقا محمود در یک فضای بسته

4-   اول شدن اینجانب(خسرو) در مسابقه  شیب سنگ اسکی  در مسیر برگشت گرچه بعد از سوت پایان هانیه تلاش زیادی برای کسب این مقام کرد ولی دیر شده بود 

5-   در ضمن مقام اول مصدومیت را نیز بند کسب نمودم و بیشترین ضربه را به جعبه کمکهای اولیه هانیه وارد کردم 

6-   اثبات راستگویی دکتر به یک بره و آدم شدن وی در پایان برنامه 

در پایان

 جدا از همبستگی و جدیت بالای گروه ، تدبیر و برنامه ریزی مطلوب سرپرست برنامه مهدی مرادی دلیل خوبی برای موفقیت ما بود که از جانب همه اعضای گروه از زحمات ایشان قدردانی میکنم  گرچه هدف گروه ما صعود به قله رفیع صمیمیت و انسانیت است و به نقل از  والتر بوناتی کوه ها وسیله اند،انسانیت نهایت است. هدف رسیدن به اوج قله ها نیست بلکه ارتقای انسان است. 

جدول زمانی برنامه

 

زمان

مکان

وسلیه نقلیه

پنجشنبه 8/9/86

8:45

حرکت از اهواز بسمت ایذه

اتوبوس

10:30

باغملک

-

11:05

ایذه

-

11:20

فلکه گاز

با2 سه چرخ

12:15

حرکت بسمت کوه

با 1 نیسان

13

آخرین محل ماشین رو کهشور

-

13:25

حرکت از کهشور  به آب چندار

-

14:25

آبچندار

-

14:55

حرکت از آبچندار به شولیز

-

17:15

شولیز

-

22

خاموشی

-

جمعه 9/9/86

4:30

بیدار باش

-

5:45

استار به سمت قله

-

9:30

صعود به قله 3003متر

-

9:50

بازگشت از قله به سمت شولیز

-

13:15

شولیز

-

14:45

حرکت از شولیز بسمت آبچندار

-

16:15

آبچندار

-

16:20

حرکت از آبچندار

-

19

جاده اسفالتی

-

19:20

حرکت از جاده اسفالتی به سمت ایذه

2 پراید

19:35

ایذه

-

20

حرکت از ایذه بسمت اهواز

پژو و پراید

21:30

4 شیر اهواز

-

 

                                                                            خسرو حبیبیان


 

+ نوشته شده توسط یک نفر اوکسینی در چهارشنبه ۱۴ آذر ۱۳۸۶ و ساعت |

 
 
 

 
 
 
 
 

 
 
 
 
 
 
 
 
 
+ نوشته شده توسط یک نفر اوکسینی در چهارشنبه ۱۴ آذر ۱۳۸۶ و ساعت |

پناهگاه ها و جانپناههاي اشترانكوه

 

1.      کمپ فدراسیون: درست در شیب بالادست روستای "تيان" و چسبیده به باغهای این روستا، يك ساختمان يك طبقه نسبتا بزرگ قرار دارد كه به "کمپ فدراسیون معروف است. این کمپ كه از سنگ و مصالح ساخته شده دارای سرویس بهداشتی، آب لوله كشي و برق میباشد و میتواند حداکثر از 25 نفر پذيرايي نماید.ارتفاع این کمپ در حدود 1850 متر از سطح دریاست و در واقع محل شروع صعود به قلل     "سن بران و "گل گل" میباشد. ضمنا براي استفاده از آن حتما باید از قبل با هیات كوهنوردي دورود هماهنگ گردد.

 

2.      پناهگاه های گل گل: از روستای تيان با طی يك مسیر پاكوب در شيبي نسبتا ملایم، پس از حدود 3 ساعت به چشمه گل گل میرسیم. این چشمه دايمي كه تقریباً در پاي يال معروف به "گرده ماهي" قرار دارد، از سطح دریا حدود 2750 متر بالاتر است.در فاصله نزديكي از این چشمه، دو پناهگاه قرار دارد كه هر دو از سنگ و مصالح ساخته شده اند.اولی كه کوچکتر است گنجايشي در حدود 8 نفر دارد و پناهگاه بزرگتر نیز گنجایش 30 نفر را دارد.در كنار پناهگاه بزرگتر دو سرویس بهداشتی قرار دارد كه البته آب لوله كشي ندارند.ضمنا گودالی نیز در كنار پناهگاه بزرگتر قرار دارد كه به نوعی محل انباشتن زباله ها محسوب میگردد.به طور كلي اکثر گروههايي كه به قصد صعود به قلل سن بران و گل گل به منطقه میروند، معمولا يك شب را در پناهگاههای گل گل ميگذرانند. ضمنا در زمستان چشمه گل گل در زیر برف پنهان میشود، از اینرو تابلويي در كنار آن براي یافتن چشمه نصب شده است.

 

پناهگاههای گل گل

 

3.      جانپناه چال كبود: پس از پناهگاههاي گل گل با طي مسيري 3ساعته بر روي يك يال پرشيب به نام "گرده ماهي" به محوطه اي وسيع ميرسيم. اين محوطه توسط ديواره هاي عظيم اشترانكوه محصور شده و در واقع به شكل يك كاسه بسيار بزرگ به قطر تقريبي 300 متر است.درست در وسط اين كاسه، يك جانپناه فلزي نارنجي رنگ قرار دارد كه گنجايش آن معادل 10 نفر ميباشد. اين جانپناه از سطح دريا در حدود 3800 متر بالاتر است. هيچ چشمه اي در اطراف آن وجود ندارد  ولي براي تهيه آب ميتوان از برفچال دايمي"چال كبود" استفاده نمود.در اين نقطه از كوهستان هميشه ميتوان وزش باد را حس كرد ولي بادهاي پاييزه آن بسيار شديد ميباشداحتمالا در زمستان و بويژه در اوايل فصل بهار از كنار اين جانپناه ميتوان ريزش بهمن هاي چال كبود را مشاهده نمود و صداي غرش آنها را شنيد.

 

جان پناه چال کبود

 

+ نوشته شده توسط یک نفر اوکسینی در سه شنبه ۱۳ آذر ۱۳۸۶ و ساعت |
برنامه صعود به قله زیبای منگشت با موفقیت انجام شد. منتظر گزارش برنامه باشید!  
+ نوشته شده توسط یک نفر اوکسینی در شنبه ۱۰ آذر ۱۳۸۶ و ساعت |
 

انواع گره ها و كاربرد آن ها:
1 – گره هشت ساده Simpe Enght
2 – سردست : اتصال سر طناب به يك نقطه (كم كاربرد است) Over hand
3- هشت يك لا figure of Eight : اتصال سر طناب حمايت به كارابين و صندلي نفر صعود كننده يا به كارگاه
4 – هشت دو لا : اتصال سر طناب فرود به كارگاه .
5 – هشت تعقيب : Retraced figure of Eight
اتصال طناب به صندلي و زدن گره هشت در حلقه اي بسته بعد از زدن گره بايد اندازه آن را تنظيم نمود.
6 – دو سر طناب يك لا fisherman: اتصال دو سر طناب هم قطر به يكديگر (كمتر مورد استفاده قرار مي گيرد)
7 – دو سر طناب دو لا Double fisherman: اتصال دو سر طناب به يكديگر با ضريب اطمينان بيشتر نسبت به گره دو سر طناب يك لا و اتصال دو سر طناب دو طناب غيرهم قطر با اختلاف قطري برابر حداكثر يك شماره .
8 – تسمه water knot:‌اتصال دو سر نوار (تسمه)
9- خود حمايت Clove Hittch. Mastwurf :‌براي ثابت كردن طناب خود حمايت اين گره در محل كارگاه و بر روي كاربين اجرا مي شود.
10 - حمايت Munter Hitch,Hafmastwurf: براي حمايت صعود كننده يا فرود مورد استفاده قرار مي گيرد. اين گره را در مواقع ضروري مي توان با يك گره ضامن قفل نمود.
11 – پروسك prusik : براي خود حمايت هنگام فرود به كار مي رود. اين گره كاربردهاي ديگري هم دارد. 

گره هشت معمولی:
اولين و مهمترين گره در سنگ نوردي گره هشت مي باشد . گره هشت همانند هشت انگليسي است از اين رو به آن گره هشت گفته مي شود. از اين گره براي اتصال طناب حمايت به صندلي ، جهت اتصال طناب فرود و کلا هر زمان که نياز بود يک سرطناب را به جايي وصل کنيم از اين گره استفاده مي کنيم.هميشه گره بايد طوري زده شود که سر اضافي آنبه اندازه طول مشت فرد يا 12 سانتي متر با گره فاصله داشته باشد . اين مقدار فاصله براي احتياط در نظر گرفته شده تا در صورتي که به گره فشار وارد شد ، گره آزاد نشود. بعضي افراد براي اطمينان بيشتر با اضافه سر طناب يک گره نيز مي زنند گره هشت به دوصورت يک لا و دولا زده مي شود. در شکل روبه رو گره يک لا آن را مشاهده مي کنيد .گره هشت دولا ، همان گره هشت معمولي است اما قبل از زدن گره طناب را دولا مي کنند. اين هشت دولا براي اطمينان بيشتر است. اگر در فرود براي اتصال طناب به کارگاه از گره هشت استفاده کنيم معمولا اين گره ، گره هشت دولا است.پيچشي که در گره هشت وجود دارد باعث مي شئد تا در پاندولي ها و فشارهاي وارده گره در اصطلاح خفت نشود ( گره کور نشود) و بتوان آن را به راحتي باز کرد.همواره در زدن گره دقت کنيد ، چرا که نبايد در گره طناب بر روي همديگر بيفتد ، چرا که در فشار هاي زياد بالفرض باعث قطع شدن و يا خفت شدن طناب مي شود.گره هشت دولا ، همان گره هشت معمولي است اما قبل از زدن گره طناب را دولا مي کنند. اين هشت دولا براي اطمينان بيشتر است. اگر در فرود براي اتصال طناب به کارگاه از گره هشت استفاده کنيم معمولا اين گره ، گره هشت دولا است.پيچشي که در گره هشت وجود دارد باعث مي شئد تا در پاندولي ها و فشارهاي وارده گره در اصطلاح خفت نشود ( گره کور نشود) و به توان آن را به راحتي باز کرد.همواره در زدن گره دقت کنيد ، چرا که نبايد در گره طناب بر روي همديگر بيفتد ، چرا که در فشار هاي زياد بالفرض باعث قطع شدن و يا خفت شدن طناب مي شود.

+ نوشته شده توسط یک نفر اوکسینی در سه شنبه ۶ آذر ۱۳۸۶ و ساعت |